تلاش تازه محققان: استفاده از آنتی بادی های بدن گاو برای مقابله با HIV

[ad_1]

پژوهشگران مدت هاست که به دنبال راه هایی برای کمک به افراد مبتلا به HIV هستند تا بدن این افراد آنتی بادی های خنثی کننده (Bnab) بیشتری را برای مقابله با اشکال مختلف ویروس مذکور تولید نماید.

Bnab از جمله مباحث بسیار مهم در تحقیقات صورت گرفته پیرامون HIV است چراکه ویروس مذکور با هر بار تقسیم سلولی دستخوش تغییراتی می شود و این یعنی تنها از یک آنتی بادی نمی توان برای مقابله با آن استفاده نمود.

پژوهش تازه ای که در این باره انجام گرفته نشان می دهد گاو ها می توانند بهترین راهکار را برای مهار کردن Bnabها پیش روی دانشمندان قرار دهند.

در مورد ساختار کلی این ماده باید بگوییم که آنتی بادی های خنثی کننده درست مانند هر پروتئین دیگری عمدتا بزرگ و نامنظم هستند. با در نظر داشتن همین مشخصات، دانسمندان تشخیص داده اند که Bnabها شباهت زیادی به نوع آنتی بادی های موجود در بدن گاوها دارند.

گاوها معمولا HIV نمی گیرند اما بعد از آنکه محققان پروتئینی مشابه به این ویروس را به بدنشان تزریق کردند دریافتند بدن آنها آنتی بادی هایی را برای مقابله با آن ترشح می کند. در مرحله بعد دانشمندان آن پروتئین ها را از بدن گاو دریافت کرده و آن را در مقابل انواع مختلفی از HIV مورد بررسی قرار دادند.

Devin Sok مدیر واحد کشف و توسعه آنتی بادی در طرح بین المللی واکسن HIV در اینباره به STAT News گفت:

این یافته درست مانند کنار هم قرار گرفتن ستاره ها بود؛ یعنی همزمان دامپزشکان، محققان آنتی بادی های بدن گاو و دانشمندان HIV همگی به یک نتیجه دست پیدا کردند.

استفاده از گاوها برای یافتن درمان

این مطالعه که در واقع به پرورش Bnab مربوط می شود در نوع خود اولین است، با این همه، در نتایج مربوط به آن توضیح داده نشده که چطور باید همین پروتئین ها را در بدن انسان تولید کرد.

با این همه John Mascola مدیر تحقیقات واکسن در موسسه ملی آلرژی و بیماری های عفونی در این باره گفت: گرچه این تحقیق ابدا نشان نمی دهد که چطور باید برای HIV در انسان واکسن تولید کرد، با این همه ما را از نحوه حمله ویروس به سیستم ایمنی بدن مطلع می نماید.

این کشف همچنین می تواند راه های تازه ای را برای استفاده از خون گاو به منظور فراهم نمودن حفاظت کوتاه مدت در برابر HIV فراهم نماید یا حتی به درمان افرادی که پیشتر به این ویروس آلوده شده بودند کمک نماید. این اقدام همچنین در نهایت می تواند به کم شدن آلام میلیون ها انسانی منجر گردد که هم اکنون با وریروس HIV زندگی می کنند.

گفتنی است در حال حاضر محققان تلاش می کنند تا از آنتی بادی های بدن گاو برای مقابله با دیگر بیماری ها از جمله اختلالات سیستم ایمنی بدن انسان، انواع سرطان و بیماری های عفونی نظیر مالاریا استفاده نمایند.

[ad_2]

لینک منبع

افزایش یا کاهش طول عمر انسان؛ به کدام سمت پیش می رویم؟

[ad_1]

تا به حال برای شما این پرسش پیش آمده که قدیمی ها بیشتر زندگی می کردند یا ما؟ با پیرمردها که به پای صحبت می نشینیم جمله «جوان هم جوان های قدیم» را محال است نگویند. معتقد بودند که غذای سالم می خوردند و هوای پاک داشتند.

در نقطه مقابل، این روزها ما به غذاهایی کم کالری، پر از طعم دهنده و چربی های مضر روی آورده ایم و هوا را هم که هیچ. آیا این موضوعات سبب شده که ما عمر کمتری در قیاس با کسانی که 50 سال پیش می زیستند داشته باشیم؟

سرطان بیش از قبل شایع شده و انسان ها را در سنی پایین از پای در می آورد، بیماری های فراگیر و کشنده هم به هیچ کس رحمی ندارند و هر کسی را ممکن است از لبه تیغ خود بگذرانند. با این حال، ما خاطرات کباب های خوش مزه، خورش های پر از روغن سالم و زندگی شاد گذشته را از خاطرات پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به یاد داریم.

اگر بخواهیم به این ادعای قدیمی ها پاسخی منطقی بدهیم، باید در ابتدا با دو مفهوم «طول عمر» و «امید به زندگی» آشنا شویم و آن ها را در مقام آمار رسمی منتشر شده از سوی سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سازمان ملل (UN) و مرکز کنترل بیماری ها (CDC) مقایسه کنیم.

امید به زندگی یعنی میانگین عمر یک جمعیت کامل که آمار مرگ و میر در آن در نظر گرفته می شود. اما طول عمر میزان واقعی طول عمر یک شخص است. در حالی که هر دو عبارت بسیار سر راست و ساده هستند اما عدم وجود داده های تاریخی، اندازه گیری طول عمر انسان در گذشته را برای محققین کمی دشوار کرده است.

مرکز ملی آمار سلامت آمریکا در سال 2009 گزارشی منتشر کرد که در آن امید به زندگی مردم این کشور در سال 1907 (در واقع 110 سال پیش) برابر با 45.6 سال بوده. سال 1957 این رقم به 66.4 رسید و در 2007 هم به 75.5 رسیده. در حال حاضر اما بر اساس آخرین آمار سازمان جهانی بهداشت، امید به زندگی آمریکایی ها به 79.3 سال رسیده.

آمار دقیقی از میانگین امید به زندگی ایرانی ها از قرن گذشته در دسترس نیست، اما با استناد به آمار جهانی، می توان انتظار رشد مشابهی را هم داشت. طیق آخرین اعلام سازمان جهانی بهداشت، امید به زندگی ایرانی ها 75.5 سال است و در جدول کلی، ایران از بین 183 کشور در رتبه 61 قرار دارد؛ کمی بالاتر از میانگین جهانی.

کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی، ژاپن و استرالیا بالاترین میانگین طول عمر را از میان همه کشورها دارند. اوضاع برای آسیایی ها هم بد نیست اما کشورهای آفریقایی عمدتا زیر خط میانگین قرار دارند که بهداشت پایین، عدم دسترسی به تجهیزات نوین پزشکی و توقف پیشرفت در این کشورها علل اصلی چنین اتفاقی است.

اما چطور میانگین 45.6 سال به 75.5 رسیده و همینطور بالاتر می رود؟ تقریبا اکثر بیماری های کشنده (مثل بیماری های قلبی، آنفلوآنزا، وبا و…) در قرن گذشته حالا درمان شده اند یا قدرت کنترل آن ها در اختیار انسان قرار گرفته و بشر توانسته جلوی مرگ و میر کودکان و البته کشتار را هم بگیرد.

شاید 200 سال پیش بهای کشتن یک انسان چندان زیاد نبود اما حالا [دست کم] در جوامع مدرن و کشورهای پیشرفته نمی توان بر سر یک نزاع ساده چند نفر را کشت و راحت و آسوده به زندگی ادامه داد. میزان قتل و کشتار در جوامع پیشرفته کاهش داشته اما جنگ در خاورمیانه و کشتار در آفریقا همچنان عوامل مهم در کاهش امید به زندگی هستند.

از سوی دیگر، نوزادان نیز حالا امنیت بیشتری دارند. در سال 1907، از هر 1000 کودک، 10 کودک محکوم به مرگ بودند اما 50 سال بعد در 1957 این تعداد به 2.63 نفر رسید و در سال 2007 هم به 0.68 نفر کاهش یافت. طبق آمار اعلام شده از سوی سازمان جهانی بهداشت، مرگ و میر کودکان زیر 5 سال در سال 2015 به 5.9 میلیون نفر رسیده، یعنی 16 هزار کودک در هر روز.

سازمان جهانی بهداشت آمار مرگ و میر کودکان در سال 2015 را 43 نفر از هر 1000 نفر اعلام کرده که پیشرفتی شگرف نسبت به گذشته است. در کشورهای پیشرفته از هر 1000 نوزاد متولد شده فقط 7 نفر می میرد اما در آفریقا این رقم به 81 نفر می رسد.

نکته جالب دیگر که البته تاثیر خاصی روی افزایش یا کاهش آمار مرگ و میر ندارد، میزان امید به زندگی بالاتر زنان نسبت به مردان است. به طور میانگین و در سراسر جهان، میزان امید به زندگی زنان 4.5 سال بیشتر از مردان است. برای مثال در ژاپن که با 83.7 سال امید به زندگی، در صدر جدول قرار دارد، سن مردان 80.5 و سن زنان 86.8 اعلام شده.

آمار در کشورهای مختلف کاملا متغیر است اما کمترین امید به زندگی زنان و مردان به ترتیب با سن 50.8 و 49.3 متعلق به کشور سیرالئون است.

بنابر تمام آمار اعلام شده بالا، می توان به این نتیجه رسید که اگرچه میانگین امید به زندگی به شکل قابل توجهی طی 100 سال گذشته افزایش داشته، اما طول عمر انسان از 2000 سال پیش تا به امروز تقریبا ثابت و دست نخورده باقی مانده است.

طول عمر انسان حالا 79 سال است اما یک پژوهش نظری نشان می دهد که انسان ها می توانند تا حدود 125 سال عمر کنند که البته رسیدن به این سن نیازمند مراقبت های فراوان، فناوری های روز، تغذیه و هوای سالم و البته ورزش مرتب و اصولی است.

پژوهشگران با پیری همانند یک بیماری برخورد می کنند و قصد درمان آن را دارند. طی سال های اخیر میزان سرمایه گذاری در این زمینه به طرز چشمگیری افزایش داشته و حتی برخی معتقدند که تا 20 سال دیگر می توان طول عمر انسان را به 250 سال نیز رساند و جلوی فرسودگی و پیر شدن بدن را گرفت.

آمار اگرچه رسمی و مستند نیست اما گفته های دانشمندان و پژوهشگران حاکی از آن است که می توان طول عمر را به میزان چشمگیری طی سال های آینده افزایش داد اما اینکه امید به زندگی نیز بالا برود جای سوال دارد.

پژوهشی که اکتبر سال گذشته منتشر شد نیز دلیلی دیگر برای باور آمار و ارقام فوق است. به گفته ژاو دانگ و تیمش، حداکثر طول عمر انسان کاملا ثابت بوده و تغییری در خود ندیده اگرچه از 1990 به بعد، طول عمر با کاهشی ناملموس مواجه شده.

بعضی محققین پیش بینی کرده اند که برخی فاکتورهای سبک زندگی مثل چاقی، برای اولین بار در تاریخ مدرن ممکن است افزایش امید به زندگی را متوقف کرده و یا حتی کاهش دهد.

پژوهشی که سال 2005 در ژورنال پزشکی New England منتشر شد نشان می دهد دو سوم جمعیت ایالات متحده آمریکا یا اضافه وزن دارند یا چاق هستند. و شنیده اید که می گوید چاقی مادر همه بیماری ها است. پیش بینی شده که در نیمه اول قرن 21، امید به زندگی نیز کاهش یابد.

بنابراین ادعای قدیمی ها نه درست است و نه غلط. حالا میزان مرگ و میر به شکل چشمگیری کاهش داشته و اثر این اتفاق را در رشد جمعیت زمین نیز می توان متوجه شد. اما میزان طول عمر یک شخص، ارتباط مستقیمی با میزان امید به زندگی مردم یک کشور ندارد.

به جای اینکه بگوییم انسان ها حالا بیشتر عمر می کنند، باید بگوییم حالا انسان های بیشتری زنده می مانند تا بیشتر عمر کنند و تفاوتی در میزان عمر اشخاصی که حالا زنده هستند با کسانی که صدها سال پیش می زیسته اند رصد نشده. به لطف پیشرفت های خارق العاده بشر در علم و تکنولوژی، حالا شانس بقای بیشتر نیز فراهم شده است.

[ad_2]

لینک منبع

تراشه مغزی میکروسکوپی می‌تواند نابینایی را درمان کند

[ad_1]

استفاده از فناوری تراشه‌های میکروسکوپی در پزشکی موضوع جدیدی نبوده و همچنین بازگرداندن بینایی به بیمارانی که دید خود را از دست داده‌اند، امر تازه‌ای نیست و قبلا هم‌چنین این قبیل تلاش‌های پزشکی مشاهده‌ شده است و این کار با استفاده از کارهایی مانند پیوند چشم امکان‌پذیر است. در این نوع عمل تنها مشکلی که ممکن است برای بیمار پیش بیایید این بوده که باید تا فراهم شدن عضو صبر کند که در بعضی موارد وجود بازار سیاه عضو می‌تواند برای بیمار دردسرساز باشد.

بااین‌حال، محققین دانشگاه رایس (Rice) توانسته‌اند به فناوری دیگری در این زمینه دست یابند که نه‌تنها می‌تواند بینایی ازدست‌رفته فرد را به وی بازگرداند بلکه قادر است تمامی اختلالات حسی را در آینده با استفاده از این تراشه مغزی رفع نماید.

این قطعه، یک شی مسطح میکروسکوپی است که بر روی مغز شما قرار داده می‌شود و قادر به نمایش و راه‌اندازی اعصاب بوده و در زمان فعال شدن با تشعشعاتی باعث اصلاح رشته‌های عصبی می‌شود.

بنابراین با قابلیت نمایش آن‌ها توسط این قطعه، اجازه ایجاد سنسورهایی را صادر می‌کند که قادر به ارسال داده‌های سمعی و بصری به مغز بوده و بنابراین باعث‌ ترمیم عصب‌های آسیب‌دیده مانند اعصاب صوتی و بینایی می‌شود.

بااین‌حال ما این فناوری را به‌عنوان یک شروع به‌حساب می‌آوریم و می‌دانیم که راه بسیار طولانی برای کاربرد قطعی آن در پیش خواهد بود ولی به‌نظر می‌رسد که این فناوری قدم در راه درستی نهاده است.

FlatScope از دانشگاه رایس قسمتی از بخش نوآوری‌های دارپا است که بر روی حوزه ایجاد رشته‌های عصبی باکیفیت بالا فعالیت می‌کند. Phillip Alvelda یکی از مدیران ارشد برنامه‌ریزی NESD می‌گوید:

با افزایش ظرفیت رشته‌های عصبی پیشرفته و قرار دادن بیش از 1 میلیون رشته عصبی در یک راستا، NESD تلاش می‌کند تا ارتباط دوطرفه بسیار قوی با مغز ایجاد نموده و کمک کند درک عمیق‌تری از رفتار اعضا مختلف براساس زیست شناسی، پیچیدگی و عملکرد داشته باشیم.

[ad_2]

لینک منبع